السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1346
تعليقات نقض ( فارسى )
ديگر آمد عند اين [ يعنى در وقت فتح خيبر ] و بشارت داد بولادت حسن بن علي » ( 2 : 207 ) ، - « نوح هم بر اين سيرت هزار سال كم پنجاه ميبود عند آن بر ايشان دعا كرد » ( 2 : 410 باختصار ) ، - « قالت نملة گفتند كه : قول مجاز است اشارتى كرد كه ايشان عند آن بدانستند كه احتراز ميبايد كرد » ( 4 : 155 ) - « عمرو بن عبدودّ چون خندق ديد اسب بجهانيد عند آن حال مسلمانان را حال نماند و قوّت نماند و خوف شد » ( 4 : 301 ) ، - « ناگاهى بادى برآيد و نور ايشان بنشاند ايشان عند آن حال كه در تاريكى بمانند اين گويند : انظرونا نقتبس من نوركم » ( 5 : 247 ) ، و امثلهء اين استعمال نيز فوق العاده بسيار است نمونه را به همين مقدار اكتفا رفت » . تعليقهء 222 ( ص 624 ؛ س 7 ) در بيان دو امر است 1 - معنى در غويش 2 - بحث از ثروت بعضى از صحابه 1 - معنى « در غويش » مصنّف ( ره ) در چند مورد از اين كتاب « درغويش » را به كار برده است بقرار ذيل : « رافضى بر هيچ درغويشى رحمت نكند . صدقه به هيچ درغويشى نشايد دادن » ( ص 619 ؛ س 12 و 13 ) ، « هم درغويش باشد و هم توانگر » ( ص 622 ؛ س 17 ) ، « و او از درعويشان صحابه بود » ، ( ص 624 ؛ س 7 ) ، « ندانم تا درعويش و درمانده چگونه بود » ( ص 625 ، س 10 ) ، « و از بارى تعالى درغويشى بحاجت بخواسته است » ( ص 626 ؛ س 4 ) ، « اى عجب موسى و عيسى در كسوت درغويشى دعوت كرده » ( ص 632 ؛ س 4 ) . چنان كه ملاحظه مىشود در چهار مورد از اين موارد هفتگانه كلمهء « درغويش » بغين معجمه ذكر شده و در سه مورد به عين مهمله ياد شده است . در لغتنامهء دهخدا ( ره ) آمده : « درغوش - درويش ؛ نيازمند ، محتاج ، تهيدست ( رجوع بدرويش و درغويش شود ) » و در « درغويش » گفته : « درغويش - درغوش ، درويش ؛ صاحب ميزان الأفكار في شرح معيار الأشعار خواجه نصير الدين